پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
254
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
است كه اولى به رحمت است : آن كه بر خود ترحّم ندارد بر ديگران ترحّم نخواهد داشت . » مىبينيم كه چگونه خرّاز به رحمت خدا ، كه قرآن تقريبا همه جا از آن سخن مىگويد ، هيچ اشارهاى ندارد . رحمت از واژگان الهى به واژگان تجربه منتقل شده است ، درست مانند توفيق كه در صفحات قبل تحليل آن را آورديم : رحمت بر نفس احساسى است كه در انسانى پديد مىآيد كه ضعف خود را تجربه كرده است و مىداند كه بعضى توقّعات ممكن است « نفس را در بنبست بگذارد » ، چنان كه خرّاز در مورد « توفيق » مىگفت . اراده « فرو نشاندن آتشهاى آنچه خاصّ خلق و عادت است . » صوفيان كلمهء « اراده » را كه متعلّق به واژگان صفات الهى است به معنى تعهّد اخلاقى و عزم ورود به طريق زهد گرفتهاند : « آن كه با آتش صدق اراده غليان آتش شهوات را ، كه بر سبيل عادت روشن نگاه داشته شده است ، مىميراند ، به قسمى كه كاهلى و بلادت را از خود دورمىكند تا در عبادت بانشاط باشد ، او اهل اراده است . » خرّاز در كتاب الفراغ توضيحمىدهد كه اصول اراده سه چيز است : حفظ اطّلاع بر قلب ، حفظ انتباه از قلب و حفظ مناجات به قلب ( ص 46 ) . ترمذى مراتب سهگانهء اراده را چنين برمىشمرد : الف ) يكى آن است كه خدا را براى خود مىخواهد ( مريد ) : نشانهء آن معامله با خدا با نفع طلبى و خوف و تسليم است ؛ ب ) ديگرى آن است كه خود را براى خدا مىخواهد : نشانهء آن معامله با خدا با رضا به قضاى الهى و وفادارى است ؛ ج ) و بالأخره كسى هست كه فقط خدا را مىخواهد : نشانهء آن معامله با خدا بدون طلب پاداشى ، بدون طمع و علاقه به چيزى ( برگ 134 ب ) . « 155 » صلابت « سخن حق براى حق بدون عجز و بدون بيم . » : اين است صلابت . خرّاز آن را چنين توضيح مىدهد : « آن كه به حق و براى حق و در مواضع حق ، بدون بيم از نكوهش خلق سخن مىگويد ، او اهل صلابت به حق است . » اجتهاد « اطاعت دائم از خواست الهى همراه با آرامش دل و سرّى فارغ از الم معاشرت اهل فساد . »
--> ( 155 ) . قشيرى ( رساله ، ص 100 ) در معنى كلمهء ارادت ما را به اين آيهء قرآنى ارجاع مىدهد : « وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ : كسانى را كه هربامداد و شامگاه پروردگار خود را مىخوانند و خواستار روى اويند طرد مكن » ( انعام ، 52 ) .